(یکصد و ده) قاعده فقهی ،حقوقی

(یکصد و ده) قاعده فقهی ،حقوقی

قاعده ائتمان

  • متن : « الامین لا یضمن » یا « لیس علی الامین الاالیمین »
    یعنی: امین ضامن نیست . یا بر امین چیزی جز سوگند لازم نیست .
    ( القواعد الفقهیه ، ج ۲، صص ۴تا ۱۶- ماده ۶۱۳قانون مدنی )

قاعده اتلاف

  • متن: « من اتلف مال الغیر فهوله ضامن »
    یعنی : هر کس مال دیگری را تلف کند ضامن آن خواهد بود.
    ( القواعد الفقهیه ،ج۲، صص ۱۷تا ۳۹- ماده ۲۳۸قانون مدنی

احترام مال مسلمان

  • متن: « حرمه مال المومن کحرمه دمه » ( حد یث نبوی )
    یعنی : مال مومن همانند خون وی محترم است .(اصل ۴۶و۴۷ قانون اساسی )

 قاعده احسان

  • متن: « ما علی المحسنین من سبی .( سوره توبه/۹۱)
    یعنی بر نیکوکاران ایرادی نیست .
    (دکتر ابوالحسن محمدی ، قواعد فقه ، ص۴۱ – ماده ۳۰۶قانون مدنی – ماده ۵۵ مجازات اسلامی )

قاعده ارشاد

  • متن : « اعلام الجاهل علی العالم واجب .»
    یعنی : اقدام انسان در جهت ضرر خود ، مسقط ضمان است .
    ( دکتر محمدی، قواعد فقه ، ص۲۳۵- ۱۲۱۵قانون مدنی )

 قاعده اقرار عقلا

  • متن : « اقرار العقلا علی انفسهم جائز »
    یعنی : اقرار انسان عاقل به ضرر خود نافذ است .
    (تحریرالجمله ، ج۱،ص۹۹ ، ش ۶۴ – ماده ۱۲۷۵ قانون مدنی – ماده ۲۰۲ آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ )

 « الاقرب یمنع الا بعد »

  • متن: « الزموهم بما الزموا انفسهم .»
    یعنی : به هر آنچه که غیر خودتان ( پیروان مذاهب اسلامی ملتزم هستند ، شما نیز آنان را ملزم کنید .
    (توضیح المسائل، بحث قاعده الزام ، آیه الله خوبی )

 « البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر »

  • یعنی : آوردن شاهد بر عهده مدعی و سوگند خوردن بر عهده خوانده است .
    ( القواعد و الفوائد ، ج۱، قاعده ۱۵۴ ، ص ۴۱۷- ماده  ۱۲۵۷ و ۱۳۲۵ قانون مدنی – ماده ۱۹۷ و ۲۷۲ قانون آیین دادرسی مدنی )

 « تصد یق الامین فیما ائتمن علیه »

  • یعنی : صاحب مال باید قول امینی را که مال را نزد او امانت گذارده بپذ یرد .

 تعیین

  • اگر امر دایر بین تعیین و تخییر در انجام وظیفه ای شد، اصل بر حقیقت است .

 التلف زمن الخیار من مال من لا خیار له .

  • یعنی : تلف شدن مال در زمان خیار ، از کیسه آن که حق خیار ندارد محسوب می شود .
    ( القواعد الفقهیه ، ج۲ صص ۶۲ تا ۸۴ – ماده ۳۸۷ قانون مدنی )

 قاعده حل

  • متن : کل شی کان مشتبها بین الحلال و الحرام بحمل علی الحلال .»
    یعنی : اگر چیزی مشکوک بین حلال و حرام بود آن را جزء حلال ها محسوب می کنیم .

 الدین مقدم علی الارث .

  • یعنی ادای دین ، مقدم بر ارث بردن است .( ماده ۸۶۸قانون مدنی ) .
    ( القواعد الفقهیه ، ج ۱ ، ص ۲۴۰– ماده ۷۴۰قانون مدنی )

الزعیم غارم .( حدیث نبوی)

  • یعنی : کفیل باید از عهده مورد کفالت بر آید .( القواعد الفقهیه ، ج ۱ ص ۲۴۰ – ماده۷۴۰ قانون مدنی )

 قاعده تسلیط

  • متن : « الناس مسلطون علی اموالهم و انفسهم .» ( حدیث نبوی )
    یعنی : مردمبر جان و مال خویش ، سلطه و اختیار دارند . ( ترمینو لوژی حقوقی ، ص۲۵۸ ، ش ۲۰۸۳– اصل ۴۶و ۴۷قانون اساسی )

قاعده سوق

  • یعنی: آنچه در بازار و جامعه مسلمانان عرضه می شود پاک و حلال است مگر خلافش ثابت شود .

 اصل صحت

  • متن : « حمل فعل المسلم علی الصحه.»
    یعنی : اعمال شخص مسلمان ،محمول بر صحت و درستی می باشد .( القواعد الفقهیه ، ج ۱، ص۲۳۹)

 عدل و انصاف

  • یعنی : اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمنصفاته تقسیم می شود .

 عدم سماع الا انکار بعد الا قرار .

( ماده ۱۲۷۷ قانون مدنی )

 قاعد ه تبعیت عقد از قصد

  • متن : « العقود تابعه للقصود .»
    یعنی : عقدها تابع قصدهای متعاقدین است .
    ( القواعد الفقهیه ، ج ۴ ، ص ۲۱۲ – ماده ۱۹۱ و ۱۹۴ قانون مدنی )

 قاعده علی الید

  • متن : « علی الید ما اخذت حتی تودیه .»
    یعنی : بر صاحب ید است تا آنچه را که گرفته به ذی حقش تحویل دهد .
    ( القواعد الفقهیه ، ج ۴، ص۲۱ – ماده ۳۰۸ قانون مدنی )

 قاعده غرور

  • متن: « المغرور یرجع علی من غره .»
    یعنی : فریب خورده به کسی که فریبش داده مراجعه می کند ( تا خسارت بگیرد)
    ( القواعد الفقهیه ، ج ۱، ص۲۲۵ )

قاعده فراش

  • متن :  «الولد للفراش و للعاهر الحجر .»( حدیث نبوی )
    یعنی : فرزند به صاحب فراش ملحق است وزانی باید سنگسار شود .
    ( القواعد الفقهیه ، ج۴ ص۲۵ – التهذیب ، ج ۸ص ۱۶۸ – ماده ۱۱۵۸ قانون مدنی )

 قاعده قرعه

  • متن : « لکل امر مشکل قرعه .»
    یعنی : در هر امرغیر قابل حل باید به قرعه متوسل شود .
    ( ناصر مکارم شیرازی ، القواعد فقهیه ، ج ۲ ، ص ۱۵۵ )

 کل رهن فانه غیر مضمون .

  • یعنی : در عقد رهن نباید شرط ضمان قرارداد .
    ( ماده ۷۸۹ قانون مدنی )

 قاعده لا یضمن

  • متن :  « کل عقد لا یضمن بصحیحه لا یضمن بفاسده »
    یعنی: هر عقدی که صحیحش ضمان آور نباشد فاسدش هم ضمان آور نیست .

 کل عقد یضمن بصحیحه یضمن بفاسده .

  • یعنی : هر عقدی که صحیحش ضمان آور باشد فاسدش هم ضمان آور است .
    ( سبکی ، الا شباه و الانضائر ، ج۲، ص۴۵ )

 کلما کان له منفعه محلله مقصوده تصح اجاره .

  • یعنی : هر چیزی که دارای منافع حلال مورد نظر باشد اجاره دادنش درست است .
    ( ماده ۴۶۷و۴۶۶ قانون مدنی )

 قاعده لا ضرر

  • متن :  « لا ضرر و لا ضرار فی الا سلام »
    یعنی : حکم ضرری در اسلام وضع نشده است .
    ( القواعد الفقهیه ،ج۶، صص۹، ۱۲، ۷۸- اصل ۴۰و بند ۵ اصل ۴۳ قانون اساسی )

 لا ضمان علی المستعیر .

  • یعنی : عاریه گیرنده ضامن نیست .( القواعد الفقهیه ، ج ۷ ص ۵- ماده ۶۴۰ قانون مدنی )

 الممنوع شرعا کال ممتنع عقلا .

  • یعنی : چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلا هم ممکن نیست . ( تحریر الجمله ، ص ۴۳ )

 لا مسا محه فی التحد یدات .

  • یعنی چیزهایی که شرعاً اندازه خاصی دارند ( آب کر ، مقدار سفر ، بلوغ و …) قابل مسامحه از جهت کم وزیاد شدن نیستند .

 لا میراث للقلتل .

  • یعنی : قاتل از ارث مورث ، محروم است . ( ماده ۸۸۰قانون مدنی )

 اصل لزوم

  • متن : « الاصل فی العقود لزوم .»
    یعنی : اصل در عقدها لزوم آنها است ( مگر خلافش ثابت شود ) ( القواعد الفقهیه ، ج ۴ ، ص ۱۶۳ – ماده ۲۱۹ قانون مدنی )

 من احیی ارضا فهی له .

  • یعنی: هر کس که زمینی را اهیا کند از آن اوست .
    ( مواد۱۴۰، ۱۴۱،۱۴۳ قانون مدنی )

من استخرج ماء فهی له .

  • یعنی : هر کس آبی را استخراج کند از آن اوست .( ماده ۱۵۰ قانون اساسی )

 من حاز ملک

  • یعنی :هر کس که حیازت ملکی را نماید مالک آن خواهد شد .( ماده ۱۴۲و ۱۴۳ قانون مدنی )

 قاعده من ملک .

  • متن : « من ملک شیئاً  ملک الا قراربه .»
    یعنی : هر که مالک چیزی شد می تواند به آن نیز اقرار نماید .
    ( القواعد الفقهیه ، ج ۱ ص ۸۷ )

 من له الغنم فعلیه العزم .

  • یعنی : آن که منافع را می برد ، زیان را هم باید تحمل کند . ( التحریر الجمله ، ص۵۶ )

 نفی سبیل

  • یعنی: خداوند هرگز کافران را بر مومنان تسلطی نداده است( نساء /۱۴۱)
    متن :« و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»
    (القواعد الفقهیه ، ج ۱ ، ص۱۵۷ – اصول ۸۱، ۸۲، ۱۵۳، بند ۵ اصل ۱ وبند۸ اصل ۴۳ قانون اساسی )

 قاعده نفی عسر و حرج

  • متن : « و ما جعل علیکم فی الدین من حرج »
    ( حج / ۷۸) ترجمه : و خداوند در دین کار سنگین و سختی بر شما قرار نداد .
    یعنی : هیچ کمکی نباید موجب عسر و حرج مکلف شود.
    ( دانشنامه حقوقی ، ج ۳ ، ص۱۴۴ به بعد – ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی )

 وجوب اعلام الجاهل فیما یعطی .

  • یعنی : اگر کسی چیزی را که خطرناک است به دیگری که جاهل بر آن است بدهد ، باید او را از آن خطر آگاه کند و گرنه ضامن است .۴۶- و جوب التخلیه بین المال و ملکه
    یعنی : بایع باید موانع تملک و سلطه مشتری بر مبیع را بر طرف کند .
    ( ماده ۳۶۲ قانون مدنی )

 وجوب دفع الضرر المحتمل

  • یعنی : دفع ضرر احتمالی واجب است (و نیز دفع افسد به فاسد جایز است )

 الوقف حسب ما یو قفها اهلها .

  • یعنی : وقف ها بر اساس آنچه واقفین معین کرده اند عمل می شود .
    ( مستدرک الوسائل ، ج ۲ ، ص ۵۱۱- ماده۶۱ قانون مدنی )

 یحرم من الرضاع ما یحرم من النسب .

  • یعنی : هر آنچه که بر اثر خویشاوندی نسبی حرام است ، تر اثر خویشاوندی رضاعی هم حرام خواهد بود .
    ( وسائل الشعبه ، ج ۱۴، ص ۲۸۰،- ماده ۱۰۴۶ قانون مدنی )

 الزرع للزارع و لو کان غاصبا .

  • یعنی : زراعت و کشت از آن زارع است ولو در زمین غصبی باشد .( ماده ۳۳ قانون مدنی )

 لا مهرلبغیه .

  • یعنی : زن زانیه ، مهریه ندارد ( قیاس اولویت و مفهوم مخالف ماده ۱۰۹۹قانون مدنی )

 الغاصب یوخذ باشق الاحوال .

  • یعنی : با غاصب به شدیدترین احکام رفتار می شود .( جواهر الکلام ، کتاب غصب ، ص ۱۰)

لا ینسب للساکت قول .

  • یعنی به شخص سکوت کننده چیزی منسوب نمی شود . ( سبوطی ، الاشباه والنظایر ، صص۱۴۲ و ۱۴۳- ماده قانون مدنی )

الحاکم ولی الممتنع .

  • یعنی دادرس بر شخص امتناع کننده از انجام تکالیف ، ولایت دارد .( ماده ۲۳۷ و ۸۳۳ قانون مدنی )

 الجاکم ولی من لا وای له .

  • یعنی :  دادرس بر کسی که فاقد ولی ات ولایت دارد .
    ( ماده۱۲۱۸ قانون مدنی – ماده ۲۶۶قانون مجازات اسلامی )

 الجاکم وارث من لا وارث له .

  • یعنی : حاکم وارث شخص بدون وارث است . ( ماده ۸۶۶ قانون مدنی )

 الغائب علی حجه .

  • یعنی: شخص غائب در دادرسی حق اقامه دلیل دارد .
    ( القواعد الفقهیه ، ج ۳ ، ص ۸۶- ماده ۳۰۵به بعد قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۶ )

 البیعان بالخیار ما لم یفترقا .

  • ( حدیث نبوی )
    یعنی : متبایعین تا زمانی که از هم جدا نشده اند حق خیار دارند .
    ( مجله الا احکام العدلیه ، ماده ۴- کاتو زیان، عقود معین ، ص ۴۶ – ماده ۳۹۷ قانون مدنی )

الکتاب کالخطاب .

  • یعنی: نوشته مثل گفته است .(  القواعد و الفوائد ، ج ۱ ص ۱۹۸-  دانشنامه حقوق ، ج ۴ ، ص ۴۲۲-۴۳۷ )

 الحرام لا یحرم الحلال .

  • یعنی : عمل حرام بعدی ، حلال قبلی را حرام نمی کند (تهذیب الا حکام ، ج ۲ ، ص ۲۰۸ – ماده ۱۰۵۵ قانون مدنی )

 الحق القدیم لا یبطله شی

  • یعنی: چیزی نمی تواند حق به وجود آمده قبلی را از بین ببرد . ( ماده ۹۷قانون مدنی )

الحق للمتقدم .

  • یعنی : اگرکسی ابتدا اقدام به ایجاد حقی نماید نسبت  به آن بر دیگران اولویت دارد .( ماده ۱۴۲قانون مدنی )

الخراج با لضمان .

  • یعنی: منافع در مقابل ضامن بودن است .( شرح الجمله ، ج ۱، ص ۵۶و ۵۷)

 الساقط لا یعود کما ان المعدوم لا یعود .

  • یعنی : حق ساقط شده باز نمی گردد همچنان که چیز از بین رفته حیات نمی یابد .
    ( تحریر الجمله ،  ج ۱، صص۳۶ و ۳۸ – بند۳ ماده ۲۶۴ و مواد ۲۸۹،۲۹۰ و ۲۹۱ قانون مدنی )

 الصلح جائز بین المسلمین الا صلحاً احل حراماً و حرم حلالاً .

  • یعنی: عقد صلح بین مسلمانان جایز است مگر صلحی که بخواهد حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .
    ( القئاعد الفقهیه ، ج ۵ ، صص۸ و ۳۹ ماده ۷۵۴ قانون مدنی )

 الشرط جائز بین المسلمین الا شرطاً احل حراماً او حرم حلالاً .

  • جایز یعنی : شرط کردن بین مسلمانان است مگر شرطی که حرامی را حلال کند یا حلالی را حرام نماید .
    ( تحریر الجمله ، صص ۷۵و ۷۶- ماده ۲۳۲قانون مدنی )

 الشرط الفاسد لیس بمفسد .

  • یعنی : شرط فاسد عقد را باطل نمی کند .
    ( القواعد الفقهیه ، ج ۴ ، صص ۲۰۰، ۲۱۷، ۲۱۸– ماده ۲۳۲قانون مدنی )

 الطلاق بید من اخذ بالساق .

  • ( حدیث نبوی ) یعنی : طلاق به دست کسی است که عقد به دست اوست .( مرد )
    ( حقوق خانواده ، محقق داماد ، صص۱۳۶ و ۱۳۷– ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی )

اکل مال به باطل .

  • متن : یا ایها الذین امنو لا تا کلو اموالکم بینکم بالباطل الا ان تکون تجاره عن تراض منکم…(  نساء /۲۹ )
    یعنی : امال یکدیگر را به ناحق نخورید مگر این که بر اساس تجارتی رضایت آمیز باشد .

المومنون عند شروطهم . ( حدیث نبوی )

  • یعنی : مومنان به شرطهایشان پایبندند . ( محقق داماد ، قواعد فقه ، بخش مدنی ۲ ، ص ۳۷ )

 نهی النبی عن الغرور . ( حدیث نبوی )

  • یعنی معامله غرری ( زیان آوری که نتیجه آن نامعلوم است ) باطل است .
    ( دکتر محمدی ، مبانی استنباط حقوق اسلامی ، ص ۹۴)

اوفوا بالعقود . ( متنده /۱ )

  • یعنی : به پیمانها و قراردادهای خود وفا کنید . ( ماده ۱۰ قانون مدنی )

قواعد کیفری

 لا تقیه فی الدما ء .

  • یعنی : جایی که پای جان در میان است تقیه جایز نیست .
    ( وسائل الشعبه ، ج ۱۱ ، ص ۴۸۳- مکاسب ، ج ۴ ، ص ۳۵۶)

 عمد الصبی بمنزله الخطا-

  • یعنی : فعل عمدی کودک همانند فعل خطایی محسوب می شود .
    ( القواعد  و الفوائد ، ج ۱، ص ۲۲۳)

 لا کفاله فی الحد . ( حدیث نبوی )

  • یعنی : شفاعت کردن و درخواست به تأخیر انداختن ، در حدود جایز نیست .
    ( ترمینو لوژی حقوق ، ش ۴۵۰۸)

 قاعده جب .

  • متن : الاسلام یجب ما قبله . ( حدیث نبوی )
    یعنی : مسلمان شدن ، گناهان پیش از آن را پاک می کند .
    ( القواعد الفقهیه ، ج ۱ ، صص۳۶،۳۹ ، ۴۶- اصا ۱۶۹ قانون اساسی – ماده ۱۱قانون مجازات اسلامی – ماده ۴قانون مدنی )

 اقامه الحدود الی من الیه الحکم .

  • یعنی : اجرای حدود و مجازلت ها به دست حاکم است . ( اصل ۳۶قانون اساسی )

 الامتناع با لا ختیار لا ینا فی الاختیار .

  • یعنی : از روی اختیار و قدرت اگر باعث  تحقق  چیزی  شویم ، موجب نمی شود که فاعل را مسلوب الاختیار تلقی کرد .
    ( دائره المعارف حقوق ، ج ۵ ، ص ۵۰، – ماده ۵۳قانون مجازات اسلامی )

 قاعده درا .

  • متن : الحدود تدرا بالشبهات .
    یعنی : اجرای حدود با حصول شبهه متوقف می شود .
    ( الا شباه و النظائر ، صص۱۲۲ و۱۲۳- مواد۶۶  و۶۷ قانون مجازات اسلامی )

 دم المسلم لا یذهب هدرا .

  • یعنی : خون مسلمان نباید پایمال شود . ( مواد ۳۱۲ و۳۱۳ قانون مجازات اسلامی )

 الضرورات تتقدر تقدرها .

  • یعنی : در موارد ضروری باید به حداقل اکتفا کرد . ( ماده ۵۵قانون مجازات اسلامی )

الضرورات تبیح المحظورات . ( حقوق رم legemetnacessitas non bab  )

  • یعنی : ضرورتها باعث مباح شدن امور ممنوعه می شود .
    ( سوره مائده /۳-سبوطی ، الشباه و النظایر ، ص۶۰- ماده ۵۵ قانون مجازات اسلامی )

 قاعده ارش

  • متن :کل جنایه لا مقدر لها ففیها ارش .
    یعنی :بر هر جنایتی که دیه اش معین نشده ، ارش تعلق می گیرد .
    ( ماده ۳۶۷ قانون مجازات اسلامی )

 کل عضو تقتص منه مع وجوده توخذ الدیه مع فقده .

  • یعنی : هر عضوی که موجود است باید قصاص شود و در صورت فقدان ، به جایش دیه گرفته می شود .
    ( ماده ۲۹۳ قانون مجازات اسلامی )

 قاعده اضطرار

  • متن : کل محرم اضطر ، الیه فهو حلال .
    یعنی : در حال اضطرار ،هر حرامی حلال می شود .( ماده ۵۵قانون مجازات اسلامی )

 کل من لم یباشر بالقتل لم یقتص منه

  • یعنی: هر فردی که مباشر قتل نباشد قصاص نمی شود.  ( تبصره ۱ ماده ۲۶۹و ماده ۲۰۷قانون مجازات اسلامی )

 لا دیه لمن قتله الحد

  • یعنی: دیه به کسی که بر اثر اجرای حد کشته شده باشد ، تعلق نمی گیرد. ( ملاک ماده ۳۳۲ قانون مجازات اسلامی )

 لا ربا الا فیما یکال او یزون

  • یعنی: ربا جز در اموال مکیل و موزون جاری نیست  .( ماده ۵۹۵ قانون مجازات اسلامی )

قواعد اصولی و مشترک

 قاعده اذن

  • متن : الاذن فی الشیئی اذن فی لوازمه .
    یعنی : اذن دادن در چیزی ،اذن در لوازم آن نیز هست .
    ( القواعد و الفوائد ،ج ۲، ص۷۰، قاعده ۱۶۷ )

 قاعده اشتراک

  • متن : همه مسلمانان  در همه عصرها و زمانها نسبت به تکلیف شرعیه بکسانند .

 قاعده تساقط

  • متن: اگر دو دلیل با هم معارض بودند هر دو از درجه اعتبار ساقطند.

 و ان الظن لا یغنی عن الحق شیئا ً ( سوره نجم /۲۸)

  • یعنی: وگمان ، هیچ گاهچیزی از حق را بر ما روشن نمی سازد.

 الولد یلحق باشرف الوالدین

  • یعنی: فرزند به والد شریف تر (مسلمان) تعلق می گیرد.( از حیث مسلمان بودن )

 عدل و انصاف

  • متن: اگر در تعلق مالی به یکی از دو نفر مردد باشیم بین آن دو بالمناصفه تقسیم می گردد

 فحوا

  • رعایت مفهوم موافق در جمله یا دستور و سرایت دادن حکم از فرد ضعیف به فرد قوی.
    مثل آیه ( لا تقل لهمااف ) که به طریق اولی ، ضربو شتم والدین را هم نهی می کند .

 مقدمه واجب

  • واجب است ولی مقدمه حرام ، حرام نیست مگر موصل به حرام باشد.

 قاعده تلازم

  • متن: کلما حکم به العقل حکم به الشرع و کاما حکم به الشرع حکم به العقل
    یعنی: بر هر چه که عقل حکم کند ، و بر هر چه که شرع حکم می کند ، عقل هم حکم می نماید .

الممنوع شرعا کالممتنع عقلا

یعنی: چیزی که شرعاً ممنوع است گویا عقلاً هم قابل انجام نیست. ( تحریر الجمله ، ص ۳۴)

 اجتهاد در مقابل نص جایز نیست

( تحریر الجمله ، ج ۱، ص۲۱- اصل۱۶۷ قانون اساسی )

المیسور لا یسقط بالمعسور

  • یعنی: کار قابل انجام دادن به واسطه حدوث کار غیر ممکن ، از گردن ساقط نمی شود .(القواعد الفقهیه ج۴، ص ۱۲۱)

 اعمال الکلام اولی من اهماله

  • برای کلام و عبارت به کار رفته ، معنی و مفهوم قایل شدن ، بهتر از بیهوده پنداشتن آن است.

 الاصل دلیل حیث لا دلیل

  • اصل در جایی قابل استناد است که دلیل قانونی موجود نباشد .
    ( عوائد الایام ، ص ۷۳- مواد ۱۹۷و ۱۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی )

 المطلق ینصرف الی فرد شائع

  • معنی و مفهوم موضوع مطلق ، به فرد شایع و رایج آن منصرف است .

 قبح تأخر بیان در وقت حاجت

  • بیان نکردن مراد ومقصود در موقع نیاز بدان ناپسند است ،ولی سکوت در وقت بیان خود نوعی بیان است .

 ما من عام الاو قد خص

  • هیچ عامی نیست که تخصیص نخورده باشد .

 وصف به موصوفنزدیک تر بر می گردد.

  • اگر چند موصوف با یک وصف بیان شده باشند آن وصف ، متعلق به موصوف آخر خواهد بود .

 مورد ، مخصص نیست .

  • اگر چیزی برای مورد خاصی ذکر شده باشد ، دلیل بر آن نیست که فقط به آن مورد خاص اعلق دارد.

الاجتهاد لا ینقض بمثله

  • اجتهاد را اجتهاد دیگر نقض نمی کند . ( الاشبا ه و النظایر ، ص ۴۱- تحریر الجماه ، ج ۱ ، ص۲۲ )

 اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال

  • اگر احتمال به جایی وارد شود استدلال فایده ای ندارد. ( دکتر محمدی ، قواعد فقه ، ص ۱۶۱ )

 اذا زال المانع عادالممنوع

  • اگرمانع بر طرف شود موضوع منع شده به جای خود بر می گردد. ( دانشنامه  حقوقی ، ج ۴ ، صص۴۳۲-۴۳۷ )
فرید خدائی فر
vakil@vakil.net
بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه